X
تبلیغات
رایتل
5 بهمن 1387
توسط: سیاوش

هایپریک ۱

یک صفحه ی سوراخدار رول مانند که با شیب ملایمی به پایین می چرخه میاد به ذهنم ... از بالا هر از چند گاهی چند تا گوی کوچیک می افتند و روی رول حرکت می کنند . رول به سمت چپ و راست نوسانات آروم و گاه تندی هم داره که در نتیجه گوی ها مواج حرکت می کنند و به همدیگه می خورن و دور میشن ! در مسیر حرکت گوی ها از وقت افتادنشون و طی مسیر از جرم رول می گیرند و بزرگتر میشن ... در این حین بعضی گوی ها در مراحل مختلف داخل سوراخهای دوار می افتند بعضی ها که از سوراخ رد میشن از دور خارج میشن و به یک فضای تیره ی زنگ زده ی مخوف می افتند که یک تلی از این گوی ها به رنگ قهوه ای سوخته ی زنگار زده روی هم تلنبار شدن ... بعضی هستند که از سوراخ رد نمیشن و در اون گیر می کنند .. اینها گاه با ضربه ی چند تا گوی از پشت از جا در میارن و ادامه میدن و بعضی هاشون هم در نمیان و مسیر گویی که بهش بخوره رو منحرف می کنند یعنی حالت و روند حرکتیش رو عوض می کنند ! اینها نمیشه تاوان و بهایی باشه برای پر کردن و کمتر کردن این چاله ها ؟ بعضی ها به محض افتادن به طرز مفهوماْ خنده داری ! توی یک سوراخ می افتند و رد میشن و هیچ حرکتی روی رول نمی کنند و جالب هم می تونه باشه که یک گوی از ابتدا داخل یک سوراخ گیر کنه ! تا بزرگتر شه که یا خارج میشه یا همینطور می مونه !! طول این رول گردان به اندازه ی آخرین مسافتیه که یک گوی طی کرده تا در گودال افتاده ! حالا بشین و به حرکت گوی ها نگاه کن و زندگی و داستان بساز و موسیقی گوش کن ... موسیقی ... موسیقی ... مری وانا ! مر وانا ...  

 

۱۴ آذر ۸۷