X
تبلیغات
رایتل
6 بهمن 1387
توسط: سیاوش

هایپریک ۲۳

شروع نوشتن هایپریک هام سخته چون می خوام دنبال علت و چگونگی آغاز این تصاویر بگردم و نمیشه ! چون انگار قاعده ای نداره ! شایدم داره ! چون می دونم که خودم دقیقاْ نقش دارم ولی نمی دونم چطور ! این بار چقدر متفاوت بود .. با ریتم آهنگ ( کاری از گروه Blueneck ) تصویری از یک میدان نبرد تاریخی در ذهنم ساخته شد به همراه یک لشگر از سربازان پیاده و سوار بر اسب، نیزه و شمشیر و تیر کمان به دست و آماده ی حمله ! طرف مقابل این سربازان مردی با لباس سفید ورزشی و توپ فوتبالی زیر پا و آماده ی حرکت ! فوتبالیسته حرکت می کنه و سربازان ابتدا بنا به عادت با اوج خشم و نفرت و دشمنی و سپس تعجب و اکراهی فزاینده و بازدارنده برای تداوم حرکتشان از دیدن چنین دشمنی به سمت ورزشکار می روند و سرعتشون کمتر میشه تا ورزشکار به اونها می رسه و شروع می کنه به دریبل زدن تک تکشون .. نمای دوربین از نزدیکه و سر در گمی سربازان مشهوده ... کم کم دوربین بالا میاد و از بالا حرکت مهره ی سفید در بین مهره های تیره یک طرح رو می سازه ! اون طرح ابتدا نمادی از صلح بود که وقتی اون رو برای حاضرین در صحنه !! تعریف کردم دیدیم می تونه تبدیل بشه به لوگوی مسابقات المپیک مثلاْ لندن !! نه ؟ فکر نمی کنید اگر بلد بودم تصویریشو درست کنم و بفرستم برنده میشدم و زندگیم از این رو به اون یکی رو میشد ؟! حالا هر کی از این روی زندگیش ناراضیه بره بسازه و یه لیوان آب روش و ببره طرحو و بقیه ماجرا !!  

 

۲۲ دیماه ۸۷