X
تبلیغات
رایتل
6 بهمن 1387
توسط: سیاوش

هایپریک ۳۱

ادامه ی خودگویه ی قبلی ، توی دادمان داشتم با آرمان پیاده می چرخیدیم که بیشتر با بار طنز بهش گفتم فکر کن که این هایپریک ها چقدر قابلیت تبدیل به انیمیشن و فیلم کوتاه و حتی بلند رو داره و چه پولی از فروشش شون میشه به دست آورد و ادامه ش دادم و رسیدم به اینکه ما از همه ی بیکاران دعوت می کنیم ! که وید بزنند و هایپریک هاشون رو بنویسند و بفروشند و اشتغال زایی میشه !! و به عنوان محبوب ترین و متفاوت ترین شغل شناخته میشه و چه شغل عجیبی بشه ها ! بعدش یاد نقش و اثر پول و ساختارهای بهره کش سرمایه داری افتادم که بعدش کارخانه هایی درست میشه که مردم میرن توش و لوله هایی هست که پشتش می نشینند و تی اچ سی می گیرن و میرن در سطح شهر می چرخند و هایپریک می بینند و می سازند و شب می نویسند و فردا صبح با خودشون میارن و دوباره یه روز دیگه ! و اونقدر فجیع و بهره کشانه و غیر انسانی شد این دنیای خود خواسته ی زیبای آزاد که ازش ترسیدم و در واقع نفرتم از سرمایه داری رو بازتولید کرد و سریع ازش دور شدم !! باز هم نقش و تأثیر فرهنگ آموخته شده و رایج سرمایه داری و پول ! چرا فروختن ؟ اون هم هنر رو ! ذوق و قریحه و وجودت رو ! 

 

۴ بهمن ماه ۸۷